تبليغاتX
درد را از هر طرف نوشتم درد بود....
درد را از هر طرف نوشتم درد بود....
درک کردن بزرگترین نعمت است.....
تقلب گسترده دز انتخابان دست بسیاری از افراد پشت پرده را رو خواهد کرد

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم خرداد 1388 توسط سعید |
مناظره موسوی و احمدی نژاد را دیدیم. فارغ از بحث برنده وبازنده ، مهمترین چیزی که به نظر آمد تفاوت خاستگاه فرهنگی دو نامزد بود .احمدی نژاد با ژستی حق به جانب ، مظلوم نما ، هتاک ، بی ادب ، فرافکن ، و کلا غیر فرهنگی و موسوی با نمایی متین ، مودب ، همراه با استرسی ناشی از بیان آنچه که در دل دارد وسخت است بیان کند ، با یکدیگر روبرو شدند. این همان تفاوتی است که باعث شده تا چنین موج سبزی راه بیفتد .چرا که مردم ما مردمی فرهنگی اگر نباشند ، فرهنگ دوست هستند. آنها همواره زیبایی را دوست دارند وبه ادب احترام میگذارند...

اما مناظره : احمدی نژاد سه اشتباه استراتژیک انجام داد. اول حمله وحشتناک وغیر قابل باور احمدی نژاد در مقام ررقیب موسوی به هاشمی و ناطق و البته خاتمی. مهم البته هاشمی رفسنجانی وناطق نوری هستند . که اولی از یاران بسیار قدیمی رهبر ودومی  رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری می باشد. این تاکتیک باعث بد گمانی شدید رهبر انقلاب نسبت به احمدی نژاد خواهد شد. خوشبختانه احمدی نژاد از امشب دیگر نمیتواند روی حمایت هاینهادهای درجه اول نظام حسابی باز کند ...

دومین اشتباه احمدی نژاد عدم پاسخ دادن مناسب به اتهام های مستدل موسوی بود. تقریبا در این زمینه حرفی برای گفتن نداشت والبته چاشنی دروغگویی از جمله بستن روزنامه ها توسط دولت خاتمی.

اما به نظر من سومین وبزرگترین اشتباهی که احمدی نژاد کرد نشان دادن برگه ای با عکس خانم رهنورد ، همسر میرحسین موسوی بود که در مقابل دیدگان شاید پنجاه میلیون نفر این کار را انجام داد. این همان چیزی بود که سالها اصلاح طلبان ودانشجویان فریاد زنده اند. پرونده سازی برای افرادی که دشمنشان می خوانند. ورود به حریم خصوصی افراد تنها برای کسب رای زشت ترین کار ممکن به حساب می آید. مطمئن هستم بسیاری از متدینینی هم که تا آن لحظه برای احمدی نژاد صلوات می فرستادند با دیدن آن تصویر و البته دفاع موسوی از همسرش وغیرتی شدن او مات ومبهوت ماندند وکمی به فکر فرو رفتند. این است معنای خدمت گذاری ؟ به چه قیمتی؟؟

موسوی هم البته چند اشکال در اجرای مناظره داشت. اول لرزش صدا و مسلط نبودن روی افعال جملات بود که نتیجه صحبت نکردن در 20 سال است که مسلط بودن بر روی حرفهایش را از دست میداد. دوم حجب وحیای بیش از اندازه در مقابل اتهامات زشت احمدی نژاد . اما نقطه قوت مهندس در پاسخ ندادن به مواردی بود که احمدی نژاد از دوران موسوی مطرح کرد. چرا که نه  حافظه بسیاری از رای دهندگان آن دوران را به یاد دارد و نه موسوی وقت کافی برای کالبد شکافی آن دوران داشت. ادب ومتانت موسوی در مواجهه با برخوردهای زننده و نگاههای تحقیر آمیز احمدی نژاد از دیگرنقاط قوت موسوی بود.

احمدی نژاد در اولین گام با مشاوره های اشتباهی که گرفت بازنده مناظره بود.


حال باید گقت خدا نگهدار احمدی نژاد و سلام بر مرد محجوب ما میر حسین موسوی که با صحبتهایش دل مارا برد.....



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط سعید |
به نام خدا

1. آیا می دانید که اگر شخصی 200 سال عمر کند و هرماه ده میلیون تومان خرج کند ، در طی 200 سال به 24 میلیارد تومان نیاز خواهد داشت ؟
2. آیا می دانید آقای احمدی نژاد 340 هزار میلیارد تومان را از درآمد های نفتی بر باد داده است؟ ( بانک مرکزی – وزارت نفت – روزنامه سرمایه 17/12/87 و 06/03/88 )
3. آیا می دانید که در طول تاریخ 4000 ساله ایران هیچوقت این ثروت برای ایران بوجود نیامده بود ؟
4. آیا می دانید که در جنگ 8 ساله ؛ سالانه بطور متوسط 125 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شد ، اما عملکرد احمدی نژاد باعث شد سالانه 188 میلیارد دلار خسارت به کشور زده شود ؟ (جدول متن ثروت های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی )
5. آیا می دانید خسارت دولت احمدی نژاد در اقتصاد ، حدود 75 درصد جنگ 8 ساله با صدام بوده و خسارت های اجتماعی ، علمی و معنوی و فرهنگی و سیاسی آن قابل محاسبه نیست ؟(جدول متن ثروت های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی )
6. آیا میدانید که دولت احمدی نژاد گاز را از کشور ترکمنستان 350 دلار در هر هزار متر مکعب می خرد و به ترکیه 200 دلار می فروشد ؟ و آیا می دانید که پیشنهاد ترکمنستان 140 دلار بود ، اما پس از طولانی شدن مذاکرات ، نهایتاً قرارداد 350دلاری منعقد شد ؟( روزنامه سرمایه 14/10/87 )
7. آیا می دانید که 44 درصد درآمد های نفت ، گاز و پتروشیمی کشور در پس از انقلاب ، در طی دوره 4 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد اتفاق افتاده است ؟( وزارت نفت – بانک مرکزی – روزنامه سرمایه 17/02 و 06/03/88 )
8. آیا می دانید که خسارت اقتصادی احمدی نژاد آنقدر زیاد است که به هر خانواده ایرانی بیش از 5/1 کیلوگرم طلا می رسید ؟ ( مقاله فرصت سوزی ها و خسارات اقتصادی احمدی نژاد )
9. آیا می دانید که لایحه چند همسری را دولت احمدی نژاد به مجلس تقدیم کرده بود تا بصورت قانون درآید ؟ ( سایت مجلس )
10. آیا می دانید که ساخت پالایشگاه های نفت در دولت احمدی نژاد ، سالانه 5/1 درصد پیشرفت داشته و با این حساب 67 سال طول می کشد تا ساخته شوند ؟( روزنامه سرمایه 14/02/88 )
11. آیا می دانید که مهندس میر حسین موسوی در زمان جنگ از محل صرفه جویی برنج یارانه ای ، پالایشگاه آبادان را در در طی 98 روز به بهره برداری رساند ؟( سایت کلمه )
12. آیا می دانید که دارندگان سهام عدالت بابت قسط های دو سال 86 و 87 حدود 200 هزار تومان به دولت بدهکارند ، اما دولت برای جمع آوری رای ، 80 هزار تومان سود آنها را پرداخت می کند و پس از به قدرت رسیدن ، اقساط را دریافت خواهد کرد ؟( روزنامه سرمایه یکی از شماره های اردیبهشت )
13. آیا می دانید به علت اینکه شرکت های زیان ده را به شرکت های سهام عدالت داده اند ، سهام عدالت فاقد سود بوده ، اما دولت برای عوامفریبی سودی پرداخت می کند ؟( روزنامه سرمایه یکی از شماره های اردیبهشت)
14. آیا می دانید که در بازارهای خرید و فروش سهام ، سهام عدالت پانصد هزار تومانی را حتی به 500 تومان نمی خرند ؟( بروید امتحان کنید )
15. آیا می دانید که گرانی لجام گسیخته در جامعه ، که نتیجه سیاست های اقتصادی احمدی نژاد است باعث شده ، ارزش حقوق 700 هزار تومانی امروز مانند حقوق 200 هزار تومانی سال 84 باشد ؟
16. آیا می دانید طبق آمار بانک جهانی ، فساد در دستگاههای دولتی ایران در طی 4 سال دولت احمدی نژاد 65 رتبه اضافه شده و به 141 در بین 194 کشور دنیا رسیده است ؟( صندوق بین المللی پول – روزنامه سرمایه 06/02/88 )
17. آیا می دانید که اعتبار گذرنامه ایرانی در بین 194 کشور جهان به رتبه 193 رسیده و فقط یک کشور وضع بدتری نسبت به ما دارد ؟( صندوق بین المللی پول – روزنامه سرمایه 06/02/88 )
18. آیا می دانید عملکرد احمدی نژاد در بانک های کشور ، آنها را به پرتگاه ورشکستگی کشانده و آیا می دانید که ورشکستگی بانکها در هر کشوری از خطر جنگ بالاتر است ؟( دنیای اقتصاد 03/12/87 و روزنامه سرمایه 06/02/88 )
19. آیا می دانید که امارات و قطر از میدان های گازی مشترک سالانه بیش از 12 هزار میلیارد تومان گاز بیشتر برداشت می کنند و عدم سرمایه گذاری ایران در دولت نهم منجر به این شده که همسایگان شمالی و جنوبی منابع و ثروت مردم ایران را به یغما ببرند و همچنین اهمیت این موضوع کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست ؟ ( وزارت نفت – روزنامه سرمایه 21/02 و 10/02/88 )
20. آیا می دانید عملکردتنش زای سیاست خارجی احمدی نژاد باعث شده :
21. کالاهای وارداتی 42 هزار میلیارد تومان گران خریداری شود .
22. تحریمهای بین المللی امکان تکمیل طرح های نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع را غیر ممکن می سازد .
23. باجهای فراوانی در نفت و گاز و انرژی اتمی و حتی در زمینه حقوق ایران در دریای خزر به روسیه داده شود
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 توسط سعید |


نامه یه ایرانی از غرب ایران

 آقای میر حسین موسوی! سلام. من رای نمی دهم ... 

 در شرایطی که  هیچ وقت نظرات من نه در رسانه ی به اصطلاح ملی و نه در هیچ رسانه ی گفتاری و شنیداری ؛ انعکاس داده نمیشه و هیچ ارزشی برای نظر من به عنوان یک جوان قائل نمیشن ؛ و فقط روز انتخابات من رو میخوان، من هم تلافی میکنم و نظرم رو که در قالب یک رای هست، در روز انتخابات ، اعلام نمی کنم .

داستان از اینجا شروع شد که سن من برای رای دادن در سالی که آقای خاتمی برای بار دوم رئیس جمهور شدن؛ قانونی شد اما من اون سال و 4 سال بعدش هم رای ندادم .

دلیل اول اینکه شناسنامه م در تمام این سال ها در گرو یه نفره که بابتش 300 هزار تومان میخواد . نخندین. واقعیت رو گفتم. خب ندارم و زمانی هم که همچین مبلغی رو دارم، ترجیح میدم صرف کارهای مهمتری بکنم چون شناسنامه برای من  کاربرد زیادی نداره.

کاربردهای شناسنامه: خرید ملک و سند زدن - ازدواج - خروج از کشور - گواهینامه

اینها یه رویای طنز هستن واسه من.

البته شناسنامه رو یه جاهای جزئی هم لازم دارم که با یه کپی که از اون قدیما از شناسنامه م گرفتم، حلش میکنم . پس چرا باید 300 هزار تومان پول رو دور بریزم ؟ برای رای دادن ؟ نه

دلیل دوم، برخورد دور از تصور برخی از ارگان های دولتی که وظایف سنگینی در مقابل ملت دارند.

این ارگانها تعداد زیادی از نیروها و بودجه ی کشور رو صرف میکنن تا یک جوان رو زیر نظر بگیرن. و بالاخره یه روز تمام کارهایی رو که طی 3 سال انجام دادی واست مو به مو تعریف میکنن.

یک آن بدنت میلرزه ، نه از ترس و شرم ، چرا که هیچ گناه شرعی و اخلاقی و مالی و ... انجام ندادی ، بلکه بدنت از این میلرزه که نکنه زندگی من یه فیلمه و توی همه ی این سالها من بازیچه ی دست یه کارگردان بودم و تمام کارهای منو مردم دنیا دیدن ، اما به سرعت از این افکار هالیوودی بیرون میای .

عکس العمل دومت اینه که میخندی و بعد خدا رو شکر میکنی از اینکه بزرگترین مشکل امنیتی و سیاسی و اخلاقی و شرعی و مالی کشورت هستی و با این حساب دیگه مملکتم راحت شد .

بعدش افکار دیگه ای سراغت میان و میبینی که جرمت اینقدرها هم سنگین نبوده چون اینکه بعد از 4 سال بخوای یه مسافرت بری و از بابات پول قرض بگیری ؛ این که جرم مالی و شامل اون اصل از کجا آوردی ؛ نمیشه . و اینکه یه سفر چند ساعته به مشهد رفتی ولی فرصت نکردی به زیارت بری ؛ این هم دلیل بر مفسد فی الارض بودنم نمیشه ،  من همیشه عاشق امام رضا بودم . و اینکه لباس محلی شهرم را برای اولین بار پوشیدم ، دلیل بر تجزیه طلب بودن نیست و اینکه از شانس بد من ساعتی وارد یک تشکل شدم که هنوز ارباب رجوع دیگه ای به غیر از منشی وارد نشده ، دلیل بر فساد اخلاقی نیست .

پس اینجا چه خبره ؟

مگه من کی ام؟ چه کار خلافی انجام دادم؟ چه خطری برای جامعه هستم؟

من فقط یه جوان ایرانی ام، البته دیگه به جوان بودنم شک دارم چون یکشبه خیلی پیر شدم .

این آقایان به جای اینکه وقت و توان و بودجه شون رو صرف مبارزه با هزاران جرم و فسادی که در ادارات به اوج خودش رسیده ؛ بکنن ؛ دنبال من افتادن تا از کاه ، کوه بسازن . چرا ؟

چون اینها جوان رو به چشم یک فرصت نمیبینن و اون رو تهدید میدونن . امان از توهم توطئه . خسته شدم .

اما امروز صبح از خواب که بیدار شدم ، یه تصمیم گرفتم .میخوام یه سر برم ثبت احوال و شناسنامه المثنی بگیرم (آخه این روزا هیچ پولی ندارم که شناسنامه م رو آزاد کنم و فقط سیب زمینی دارم که متاسفانه دوران داد و ستد کالا به کالا گذشته ) امیدوارم توی فرصتی که تا انتخابات باقی مونده ، المثنی رو صادر کنن .

میخوام اینبار رای بدم .

آقای موسوی، لطفا رای بیارید. چون چیز زیادی از جوانی من باقی نمونده که بخوام توی اتاقم هدر بدم .

یه ایرانی از غرب ایران

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط سعید |




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط سعید |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط سعید |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط سعید |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط سعید |
قلم - محمود احمدی نژاد روز گذشته مجددا مدعی شد که شیراک در زمان سفر خاتمی به فرانسه برای استقبال از وی از پله های محل استقرار خود پایین نیامده بود؛ علی رغم اینکه تصاویر آن دیدار در رسانه ها منتشر شده است.

به گزارش قلم نیوز، محمود احمدی‌نژاد کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در گفتگوی تخصصی که عصر چهارشنبه در رادیو گفتگو برگزار شد، با بیان اینکه با عقب‌نشینی نمی‌توان تهدید را برطرف کرد، بر لزوم حفظ عزت ملت ایران در عرصه سیاست خارجی تأکید کرد و گفت: آن روزی که رئیس جمهور سابق با آن وضعیت به فرانسه رفت یکی از غم‌انگیزترین روزهای زندگی‌ام بود چرا که ژاک شیراک در بالای پله‌های محل استقرار خود ایستاده بود و رئیس جمهور قبلی ایران در پایین پله‌ها از ماشین پیاده شد و پله‌های متعدد را پشت‌سر گذاشت تا به او برسد و این حرکت از موضع ضعف باعث تحقیر ما شد. ما دیگران را تحقیر نمی‌کنیم اما اجازه هم نمی‌دهیم که دیگران ما را تحقیر کنند و معتقدیم کسانی که در طول آن سال ها به ثروت‌های فراوان دست یافتند قادر به تأمین منافع ملت نیستند چرا که باید در داخل تواضع و در خارج اقتدار و شجاعت داشته باشیم.

احمدی نژاد سال گذشته نیز در جمله ای مشابه، گفته بود: من چند سال قبل صحنه‌ای در تلویزیون دیدم؛ این غصه‌اش در دلم ماند که هنوز هم به طور کامل برطرف نشده‌است. دیدم یک مسوولی از ایران رفت در یک کشور اروپایی، رییس آن کشور بالای پله‌ها ایستاد، مسوول ما را آن دور پیاده کردند و آن نامرد یک قدم پایین نیامد؛ برای چه؟ برای اینکه خرد کند. من آن شب در تلویزیون دیدم، خیلی غصه‌ام شد، خدا شاهد است، گفتم ای خدای بزرگ! یک شرایطی فراهم کن که این جبران شود.

این در حالی است که بر خلاف گفته ی رییس جمهور، تصاویر خبرگزاری ها در تاریخ 16.01.1384 از سفر آقای خاتمی رییس جمهور وقت کشورمان به فرانسه و دیدار با ژاک شیراک رییس جمهور وقت فرانسه دقیقا عکس آن را نشان می دهد. یا حرف آقای احمدی نژاد حقیقت دارد و عکس های خبرگزاری ها جعلی است و یا ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط سعید |



میرحسین موسوی با اعلام رئوس برنامه های اقتصادی خود، برنامه خود را پیرامون دولت الکترونیک و فضای مجازی تشریح کرد.

به گزارش «وبلاگ نیوز» بخشی از برنامه های اقتصادی میرحسین موسوی که در شماره ۶ روزنامه کلمه سبز منتشر شده بود پیرامون دولت الکترونیک و موضوع وبلاگ نویسی بود.

در بخشی از این برنامه ضمن اشاره به وجود دو خیزش در ابتدای دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد برای به کار گیری فناوری های نوین و ناموفق ماندن این خیزش ها به دلیل اتکای بیش از حد به دولت و روی کارآمدن دولت نهم، رئوس برنامه های دولت دهم این طور بیان شده است:«تــوسـعــه بـسـتــرهـای دستـرسـی بـه ارتباطات و اینترنت از طریق فـراهـم نـمـودن امـکان دسترسی رایـگـان آحـاد مـردم بـه ایـنـتـرنـت از طـریق خطوط تلفن در سراسر کشور، ارائـه خـدمـات اینترنت پرسرعت بــرای کـلـیــه کــاربــران اعــم از خــانـگـی و غیرخانگی، تغییـر رویکرد به مقوله فیلترینگ در اینتـرنـت به منظور تامین آزادی بیان و حفظ حـریم شخصی افراد و ملاحظات فرهنگی و اجتمـاعـی، بـارور سـاختـن نـوآوری جوانان و نـخـبـگــان و بــه‌ویــژه تــوسـعـه شبکـه‌هـای اجـتـمـاعـی، گـروه‌هـای مـجـازی و نـهـضت وبـلاگ‌نـویـسـی که نقش مهمی در افزایش سـهـم خـط فارسی و تولید نوآوری در محیط سایبر داشته است.»

گفتنی است تاکنون هیچ کدام از کاندیداهای دهمین انتخابات ریاست جمهوری -به جز میرحسین موسوی- به طور مشخص درباره فضای مجازی اظهار نظر روشنی نکرده اند.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط سعید |

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم خرداد 1388 توسط سعید |

خود دانید.....
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم خرداد 1388 توسط سعید |


سردار احمدی مقدم گفت: " مردم از گشت ارشاد راضی اند." در پی این اظهار نظر، ‏خبرنگاران ما به نظرسنجی پرداختند و تلاش کردند که نظرات اقشار مختلف مردم را در این ‏مورد جویا شوند.‏

ابوالفضل ابهری روزنامه فروش به خبرنگار ما گفت: " ما از گشت ارشاد اسلامی بسیار ‏راضی هستیم، و این برای خواهر و مادر ما و خواهر و مادر اصغر که همسایه ما بود بسیار ‏مفید است و طرح امنیت اجتماعی برای روزنامه فروشی خیلی فایده دارد، چون هر وقت اونها ‏در مقابل ما مینی بوس و ماشین می آری برای جمع کردن جوانهای قرتی و دخترهای ‏خوشگل، فروش روزنامه کیهان خیلی افزایش می کند و مردم روزنامه ها را به دست می ‏گیرد و قایم می شود پشت آن که من کیهان می خوانم و می ره و اونها نگاه نمی کنه و این ‏گشت ارشاد را خیلی راضی هستیم، بخصوص این کیهان."‏



حسین فروزنده کارمند سازمان هواشناسی گفت: " گشت ارشاد بخصوص طرح امنیت ‏اجتماعی بسیار طرح مفیدی بود و من واقعا از مجریان آن تشکر می کنم و الآن دو سالی است ‏که با اجرای این طرح من و همسرم نفس راحتی می کشیم و واقعا فرزند عزیزم مونا جان در ‏این دو سال احساس آزادی و راحتی می کند و از نظر علمی هم بسیار موفق شد و همین هفته ‏قبل که مادرش از آمریکا آمد، می گفت مونا در حال گذراندن دکترای نجوم در دانشگاه ام آی ‏تی شده که واقعا باعث افتخار همه خانواده ماست و اگر گشت ارشاد نبود دخترم هرگز حاضر ‏نمی شد که از اینجا برود و من سه بار رفتم ایشان را که موهای شان بیرون مانده بود از کمیته ‏تحویل گرفتم تا ایشان راضی شد به آمریکا برود و تا قبل از آن می گفت اگر مرا بکشید هم از ‏salaایران نمی روم و این یکی از معجزات دولت نهم بود که واقعا از نظر علمی بسیار جامعه ‏ایران پیشرفت کرده و بچه های ما سطح تحصیلی بالایی پیدا کردند، البته یک کمی لهجه دارد ‏دخترم چون دو سال و نیم قبل که رفت تازه بیست و دو ساله بود."‏

یک آفتابه سبز در گفتگو با خبرنگار ما گفت: " من آفتابه هستم و حدودا دوازده سال دارم، در ‏این سالها خیلی به ما ظلم شده و به خدمات فرهنگی و بهداشتی که ما کردیم، چه از نظر ‏فرهنگی و چه از نظر اسلامی و بهداشت و خانوادگی بی توجهی زیادی شده که البته قبل از ‏انقلاب هم آفتابه های قدیمی گفتند که خیلی بی توجهی کردند، ولی هیچ وقت اینطور نبود. در ‏این ده دوازده سال هم استکبار جهانی از طریق لوله های خرطومی و لوله های پلاستیک و ‏حتی بعضی لوله های سرشیر دار خیلی به ما لطمه زدند و واقعا شبیخون فرهنگی عظیمی بود ‏که بکلی به ما بی توجهی ها شد و در دوره باصطلاح سازندگی و اصلاحات چه بی حرمتی ها ‏که کشیدیم و واقعا عده ای از افراد خودباخته که دل شان برای توالت فرنگی و بیده می تپید ما ‏را بکلی رها کردند و حتی در بازار تهران هم خیلی از برادران ما کنار گذاشته شدند، اما در ‏این چند سال که حاج آقا احمدی مقدم و احمدی نژاد تشریف آوردند، ما بکلی رو آمدیم و واقعا ‏آفتابه که یکی از پیش کسوتان در امورات بهداشت بخصوص در امر مستراح بودیم، در ‏صحنه های فرهنگی و اجتماعی حضور پیدا کردیم و در این سالها عکس های همکاران ما را ‏در خیلی شهرها گرفتند که قبلا هیچ وقت سابقه نداشت عکس آفتابه کسی بگیرد، حتی آفتابه ‏های مسی قدیمی هم داریم که یک عکس از آنها نگرفتند، در حالی که در طرح امنیت ‏اجتماعی خیلی از آفتابه های قرمز در سطح جهانی مطرح شدند و حتی آسوشیتدپرس، آساهی ‏شیمبون، پرس تی وی، العالم، سی ان ان عکس و فیلم همکاران ما را پخش کردند و آفتابه های ‏قرمز زیادی گردن اراذل و اوباش انداخته شد که خیلی در توجه به ما نقش داشت و ما واقعا از ‏طرح امنیت اجتماعی راضی هستیم و پیام ما برای آقای کروبی و موسوی که گفتند که ما می ‏خواهیم گشت ها را جمع کنیم این است که نکنید، آفتابه دوست ناموس شماست، نگذارید پای ‏شیلنگ های غریبه به زوایای پنهان مسلمین باز شود و واقعا ما تشکر می کنیم که آقای احمدی ‏نژاد از نظر تاریخی کاری کرد که خیلی از همکاران، شیر های دستشویی، لگن ها، شترگلو، ‏کاسه توالت و همه این عزیزان به این دوره عصر " آفتابه قرمز" می گویند و ما از ایشان ‏تشکر گفته و اجماعا هیپ هیپ هورا هورا هورا."‏

‏ فریبا چمنخواه نیز در این گفتگو شرکت کرد و رضایت خود را از اجرای طرح امنیت ‏اجتماعی ابراز داشت و گفت: " فاطمه چمنخواه هستم، قبلا فریبا چمنخواه بودم و رضایت ‏خودم را از طرح امنیت اجتماعی اعلام می کنم، البته من قبلا در دوره اصلاحات آمریکایی به ‏ما هیچ توجهی نمی شد که خیلی از بروبچ ولچرخی می کردن توی مکان های مختلف و دائما ‏پارتی بودن و اکس و های و این حرف ها و بچه ها دائم گوله می کردن می رفتن خونه خالی ‏و خیلی مسائل فرهنگی بدی اتفاق می افتاد که دست استکبار هلندی و امپریالیست آمریکا و ‏صهیونیست در کار بود و دوم خردادی ها که چه ها کردند با کشور ما و جلوی غنی سازی را ‏گرفتند و مایان در تمام این مدت در پارتی های مختلف بودیم و ای شرم بر ما باد که البته بعد ‏از آمدن آقای دکتر و تغییر فرماندهی ناجا آقا امام زمان خیلی کمک کردند و انگار هر بار که ‏آقای رئیس جمهور در حضور ملکوتی شون ظاهر می شدن مثل یک فلاشر که سیگنال می ده ‏واسه زیدش عمل می کردن که طرح امنیت اجتماعی شروع شد و خیلی از عزیزان و ‏خواهران ما آگاهی پیدا کردند و اومدن به راهی که خداوند می خواست و من در یک مکان ‏بودم که صفرقلی از عزیزان طرح امنیت اجتماعی اومدن و ما رو بردن و چه ها که با من ‏نکردند و من واقعا متوجه شدم که چه دست هایی در کار بود و فهمیدم این رشته سر دراز دارد ‏که واقعا همین سر قضیه بود که باعث شد من هم به خدمت عزیزان بیام و الآن در کسوت ‏عزیزان حضور دارم و مواظب هستیم، اگر خانمهای عزیز بخوان با چکمه تبرجی یا با شلوار ‏کوتاه یا روسری پرپری یا آرایش خلیجی بیان می بریم شون حال شون رو جا می آریم و خیلی ‏ها در این راستا مسائل شون حل شده و صفر قلی هم با من همکار هستند و با هم کار می کنیم ‏و من از اینجا می خوام به کاندیداهایی مثل موسوی و کروبی که معلوم نیست از کجا پیداشون ‏شده و اگر واقعا کننده کار بودن توی سالهایی که کسانی مثل دکتر یا سرداران عزیزمون در ‏اطراف شلمچه یا چاتانوگا شهید می شدن، کجا بودند و اگر می خوان ما رو دوباره برگردونن ‏به عقب که بریم توی مکان یا صفر قلی بیفته توی کف تل خواهشا انصراف بدن و اسم ریاست ‏جمهوری نیارن چون ما مملکت مون اسلامی یه و هر کسی زر بزنه با بسیج دانشجویی می ‏ریم سفارت های خارجی و بخصوص فرانسه و انگلیس و داغون می کنیم، و خواهشا می خوام ‏بگم که حتی یکی از افرادهای سفارت یکی از کشورهای عربی که نمی خوام اسمشو ببرم ‏وقتی دیده بود ما حمله کردیم، قبلا در دوره اصلاحات ما رو تو اون حال دیده بود، اومد و ‏گفت می برمت لارناکا، بلغار، آنتالیا و دبی، بهش گفتم عمرا، و خدا شاهده فقط یک فلاش زده ‏بودم سند به نام زده بود. و من از طرح امنیت اجتماعی رضایت کامل دارم و خدا به آقامون ‏طول عمر بده."‏

در این گزارش افراد و شخصیت ها و تعدادی کفش و چکمه و شلوار فاق کوتاه نیز حضور ‏فعال داشتند که اظهاراتی در جانبداری از طرح مذکور بیان نمودند. ‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط سعید |
نمیدانم قسم حضرت عباس رو قبول کنم یا دم خروس؟؟؟؟؟

از یه طرف میگم برم رای بدم به میر حسین که این مرد بی لیاقط دوباره 4 سال مملکتمو به بحران جهانی نکشه.....موندم برم رای بدم یا نه!!!!! اگر رای بدم مهری زدم بر این کارهاشون....اگر ندم میترسم این بابا انتخواب شه....بین عکسها انتخواب راه بسیار سخت است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!







خود قزاوت کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط سعید |

میرحسین موسوی خامنه‌ (زاده ۷ مهرماه ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده‌است. وی آخرین نخست وزیر ایران است که پس از مرگ آیت‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.[۱]وی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی آن زمان(دانشگاه شهید بهشتی کنونی)در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۵۸ تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. مهندس میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.

میرحسین موسوی
تولد مهر ماه ۱۳۲۰
خامنه ،‎پرچم ایران ایران
منصب نخست وزیر
ملیت ایرانی
سال‌های فعالیت ۱۳۶۸-۱۳۶۰
محل زندگی تهران
مذهب شیعه
همسر زهرا رهنورد

 

 

تحصیلات

  • مطالعه معماری سنتی / تخصص هنری: اصول اربعهٔ معماری سنتی، طرح مساجد

فعالیت‌های هنری

کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.


عضویت‌ در نهادهای حکومتی

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می کند.

فعالیت‌های علمی و هنری

- شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی: برای مثال، در تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر، نگارخانهٔ نیاوران و...

- طراحی صحن جدید امام خمینی در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در قم.

- طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد

- طراحی گلستان شهدای اصفهان

- طراحی بنای یادبود شهید خرازی

- طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز

- طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری

- طراحی مرکز مطالعات استراتژیک

- طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران

- طراحی سازمان مرکزی آب و فاضلاب

- طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر

سوابق شغلی


کابینه‌ی اول میر حسین موسوی - سالهای ۶۰-۶۴
ردیف وزیر وزارت‌خانه ردیف وزیر وزارت‌خانه
۱ پرورش آموزش‌وپرورش ۱۲ نژادحسینیان راه
۲ نبوی پست ۱۳ محسن رفیقدوست سپاه
۳ ری شهری اطلاعات ۱۴ هاشمی صنایع
۴ نمازی دارایی ۱۵ نجفی علوم
۵ ولایتی امورخارجه ۱۶ معادیخواه ارشاد
۶ عسگراولادی بازرگانی ۱۷ توکلی کار
۷ منافی بهداشت ۱۸ نیک روش کشور
۸ تشکیل نشده بود تعاون ۱۹ گنابادی مسکن
۹ سلامتی کشاورزی ۲۰ محمد غرضی نفت
۱۰ اصغری دادگستری ۲۱ غفوری فرد نیرو
۱۱ محمد سلیمی دفاع ۲۲ بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی


کابینه دوم میر حسین موسوی - سالهای ۶۴-۶۸
ردیف وزیر وزارت‌خانه ردیف وزیر وزارت‌خانه
۱ اکرمی آموزش‌وپرورش ۱۲ سعیدی کیا راه
۲ غرضی پست ۱۳ رفیقدوست سپاه
۳ ری شهری اطلاعات ۱۴ نبوی صنایع سنگین
۴ نمازی دارایی ۱۵ فرهادی آموزش عالی
۵ ولایتی امورخارجه ۱۶ خاتمی ارشاد
۶ عابدی جعفری بازرگانی ۱۷ سرحدی زاده کار
۷ مرندی بهداشت ۱۸ نوری کشور
۸ تشکیل نشده بود تعاون ۱۹ کازرونی مسکن
۹ زالی کشاورزی ۲۰ آقازاده نفت
۱۰ حبیبی دادگستری ۲۱ بانکی نیرو
۱۱ جلالی دفاع ۲۲ نامدار زنگنه جهاد


انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نهم

مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه‌ای، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده‌است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضوری بزرگ در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.

رایزنی‌های ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد)، که ناگهان در پاییـز ۷۵موسوی با انتشار بیانیه‌ای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل می‌شود که وی چند روز قبل ازانتشار آن بیانیه، با دوستان صمیمی خود مشورت‌های آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف می‌کند.و بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان می‌روند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات می‌کرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ، سوق می‌داد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، را باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.[۲]

انتخابات ریاست جمهوری دهم

مهندس موسوی کاندیدای اصلاح طلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که پس از بیست سال سکوت و کناره گیری از ورود به عرصه، در ۲۰ اسفند ۸۷ و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.[۳] محمد خاتمی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با انتشار بیانیه‌ای به طور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.[۴] جمعیت توحید و تعاون که اعضای ان از نزدیکان موسوی و خاتمی هستند در آستانه انتخابات ششمین مجمع خود را برگزار کرده‌اند. سایت کلمه نیز توسط این جمعیت راه اندازی شده که وبسایت رسمی موسوی شناخته می‌شود.[۵][۶]

تاکنون اکثر احزاب اصلاح‌طلب مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی[۷]، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی[۸]، مجمع روحانیون مبارز[۹]، حزب کارگزاران سازندگی[۱۰]،حزب اسلامی کار[۱۱]، حزب همبستگی[۱۲]، مجمع زنان اصلاح‌طلب[۱۳]جمعیت زنان جمهوری اسلامی، انجمن روزنامه‌نگاران زن و احزاب دیگر و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات[۱۴] از او حمایت کرده‌اند.

برخی از وعده‌های انتخاباتی او تاکنون چنین بوده است:

جمع کردن گشت‌های ارشاد - آزاد و قانونی شدن تلویزیون خصوصی - بازگرداندن سازمان برنامه به جایگاه پیشین - مقابله با قانون‌شکنی در نظام اجرایی - هدایت نظام اقتصادی کشور در مسیر سرمایه‌گذاری، کارآفرینی، ایجاد اشتغال و کارآمدی

 

 

 

من نمیخواستم رای بدهم اما هر کار بتوانم بکنم...انجام خواهم داد تا این انسانهای نادان دیگر ۴ سال کشورم را به لجن نکشانند.....پس به میر حسین رای میدهم با اینکه با اصول این نظام مشکل دارم....اما چه کنم که بین مرگ و سرطان مجبورم سرطان را انتخواب کنم........

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط سعید |

عید من و تو این لحظه ها نیست

عید من و تو بهار این آدمیان نیست

 

عید من و تو چشمان خمار شکوفه ها نیست

عید من و تو افسوس ماهی تنگ نیست

 

عید من و تو حسرت سفره هفت سین آراسته به تبسم نیست

عید من و تو

آن لحظه ای است که

 در تپش ثانیه های پر از لطافت خویش غرقیم

عید من و تو

 لبخند آینه هایی است که من را به تو پیوند می زند

عید من و تو

شاعری زمان تهی از درد جدایی

و فراق قلبهای عاشق ماست

من و تو

با لمس کردن دستانمان به حقیقت عید رسیده ایم

و با طراحی از طبیعت عشق

به مثالی از تندیس یک بهار دست یافته ایم

من و تو

 شعر نمی گوییم

شعر ما را با خود به بیت ها می رساند

شعری که مصرع آخرش چیزی جز

دوستت دارم نیست....



عید همه شما مبارک امیدوارم هر چه میخواهید بیابید....

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 توسط سعید |
وطن يعني دويدن در پي نان وطن يعني کمک کردن به لبنان وطن يعني عرب را چاق کردن معلم هاي خود را داغ کردن وطن يعني نبود تايد و شامپو وطن يعني رييس جمهور هالو وطن يعني صف نون و صف شير وطن يعني همش درگير و درگير وطن يعني همين آئينه دق وطن يعني خلايق هرچه لايق ........

نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1387 توسط سعید |
بغضی در گلویم است نمیدانم که کجا بترکد.......................
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط سعید |

انقلاب کرديم تا شاه و شاهزاده نداشته باشيم... آقا و آقازاده داريم! انقلاب کرديم تا سياستمان ديني شود... دينمان سياسي شد! انقلاب کرديم تا اقتصادمان انساني شود... انسانيتمان اقتصادي شد! انقلاب کرديم تا خيابان هايمان شريف شوند... شرافتمان خياباني شد! انقلاب کرديم تا رنگ آزادي را ببينيم... اسارت رنگ شده را ديديم! انقلاب کرديم تا دردهايمان درمان شود... درد بي درمان گرفتيم................................

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم دی 1387 توسط سعید |
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! « دکتر علی شریعتی » ( دفترهای سبز  )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم دی 1387 توسط سعید |
 

 دلم خوش است به این واژه ها .این هم  آخرین شعری که میخواندم:

"آدمی می شناســــم از دوزخ                        خوف وتشویش دارد و من نه 

بس که می ترسد از عذاب خدا                         هول از آتیش دارد و من نه

دائما ذکر گوید و تســـــــــــبیح                          در کف خویش دارد و من نه

 قلبی آکنده از خدا و سری                               باطن اندیش دارد و من نه

 بس عجول است در رکوع و سجود                  گوئی او جیش دارد و من نه

 تا رسد زآسمان به او الهام                         دوسه تا دیش دارد و من نه

گوئیا با خدا بود فامیل                                 او که این کیش دارد و من نه 

 بهر ماموریت ز بیت المال                    هی سفر پیش دارد و من نه

بر نگشته ز انگلیس هنوز                     سفر کیش دارد و من نه 

بهر حج تمـــــــتع و عمره                              کوپن و فیش دارد و من نه

 زندگی تخته نرد اگر باشد                             او دو تا شیش دارد و من نه 

 پانزده تا مغازه یک پاساژ                               توی تجریش دارد و من نه 

 در دزاشیب باغ و در قلهک                          خانه از خویش دارد و من نه 

 پانزده تا عیال صیغه و عقد                          بی کم و بیش دارد و من نه

گرچه با گرگها بود دمخور                              ظاهر میش دارد و من نه

 دانی او این همه چرا دارد؟                        چون که او ریش دارد و من نه

*************************

 میکروفن را بگیر از "هالو "                            سخنش نیش دارد و من نه! "

شاعر:"محمدرضا عالی پیام"

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1387 توسط سعید |
وقتي از کرانه هاي ناپيدا صدايت مي زنم و نامت را مي خوانم ...


بشنو صداي مرا ...


که در تنهايي مبهم زندگي ام فرياد مي زنم ...


بشنو صداي مرا ...


تا پاسخي باشي بر زمزمه هاي دلتنگي ام ...


چه زيباست ...!!!


نظاره ي فرشته هايي که از آسمان دسته دسته مي آيند ...


و دستانشان پر از گلهاي بهاريست ...


خدايا !!!


زمزمه هايم را بشنو و صدايم کن


تا از پله هاي سعادت بالا روم


و به سوي تو راه پيدا کنم ...!!!
پس کی میایی ای عشق من ؟!
 
 
آیا کسی میتواند بگوید جواب مرا؟؟؟؟ که ما جابریم یا مختار؟؟؟؟
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1387 توسط سعید |
عاشق آفریده شده برای مردن برای جان دادن....روزی گردن عاشقان را میزنند و ما هم از این قافله جدا ناشدنی هستیم...چرا که همه ما عاشقان محکوم هستیم .....

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ.كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1387 توسط سعید |
۲ ۳ روزی بود که در شهری دور افتاده در شمال ایران استراحت میکردم....روزی تصمیم گرفتم به شهر بروم و از مناطق جالب دیدن کنم....روز چهارشنبه بود و از غذا آن روز بازار هفتگی هم در میدان شهر برگذار بود...چهارشنبه بازار...تو ماشین نشسته بودم و داشتم به مردم نگاه میکردم که چقدر راحت زندگی میکنند..ناگهان چشمم به پیر شکسته ای افتاد که نا خداگاه به سمت دوربینم حمله ور شدم و به سمت او دویدم...از پسرش اجازه عکس خواستم و او به من گفت: عکس را برای چه میخواهی؟؟؟ گفتم برای نمایشگاه! او گفت عکس این پیرزن را برای نمایشگاه میخوایی؟؟ گفتم بله! با تعجب به من نگاه کرد و من عکسم را گرفتم...در راه به این فکر میکردم...ما شهری ها همه به دنبال ارزشهای روستایی و مهربانیشان هستیم...اما چرا آنها فکر میکنند در نمایشگهای عکس نباید عکس پیری را نشان داد که انقدر سختی کشیده که کمرش دیگر راست نمیشود؟؟؟؟ این شهر چه بلایی سر ما آورده؟؟؟ واقعا چه بر سر مردم ما آمد؟؟؟واقعا راست گفتند که هر چه را که از دست بدهی تازه ارزش واقعی اش را درک میکنی.....

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1387 توسط سعید |

میدونید ما هر روز با اتفاقات عجیبی روبرو میشیم....اتفاقاتی که ممکنه دید و مسیر زندگی ما رو عوض کنه....بعضی موقع ها آشکارا میخواییم از دست این دنیا و خودمون راحت بشیم اما وقتی پای عملش میرسه دست و پامون میلرزه جوری که میبینیم به همه چیز این دنیای به ظاهر زیبا دل بستیم...میدونید ما آدما واقعا عجیبیم یه روز مثل یه کوه پشت کسی هستیم و یه روز اصلا چشم نداریم ببینیمش....چرا طبیعت ما اینطوریه؟؟؟ میدونید بعضی روزها دلم خیلی از این مملکت میگیره میخوام برم اما چطوری ؟؟؟ من اینجا دلبستگی دارم...من به خاک و آب و هوا و همه چیز این مملکت احتیاج دارم...چرا همیشه میگفتن هر سال دریغ از پارسال اما من میگم هر روز دریغ از دیروز....فکر میکنم فقط زندگی میکنم که زنده بمونم هر چه بیشتر بهتر...آخه بعضی ها زندگی میکنند که کار کنند بعضی ها کار میکنند که زندگی کنند اما من زندگی میکنم که زنده بمونم...یعنی فقط میخوام نفس بکشم...روزها شبها خواب و بیداری ام مانند همه...روزی نیست که اتفاقاط تکراری روزهای گذشترو تجربه نکنم...چرا؟؟؟؟ حق ما از این دنیا چی بود؟؟؟ اینجاست که ناخود آگاه ذهنم میره به سمت جمله زیبای درد را هر طرف نوشتم درد بود..........................

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1387 توسط سعید |
Blog Skin